سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

457

تاريخ ايران ( فارسى )

سفارت ژنرال يرمو لوف 1817 ميلادى پس از امضاى قرارداد صلح ايرانيان بيهوده اميدوار بودند كه شايد در اثر ميانجىگرى دولت بريتانيا قسمتى از ممالك از دست رفته را مسترد دارند . تزار ژنرال يرمولوف حكمران عظيم الجثه و فرمانده كل قواى قفقاز را بسفارت به تهران فرستاد . ولى او بجاى تسليم نمودن حتى يك متر مربع از بلاد و سرزمين‌هاى واگذار شدهء بروسيه ، بايران تكليف كرد كه بر ضد تركيه با روسيه متحد شود . تقاضاهاى ديگرى كه شد يكى آن بود كه دولت ايران بيك آرتش روسيه اجازه دهد براى هجوم به خيوه از راه استراباد و خراسان عبور نمايد ، بعلاوه درخواست نموده بودند كه يك نمايندگى روسيه در رشت برقرار شود ، هم‌چنين خواسته بودند كه افسران روسى براى تعليم ارتش ايران استخدام شوند . ايرانيان با كمال ادب به تمام اين درخواست‌ها جواب رد دادند . نمايندهء سياسى پس از آنكه از او پذيرائى شايانى به عمل آمد در حالى كه با خود بارهاى هدايا داشت و كاملا دشمن ايران شده بود تهران را ترك گفت . لشكركشىهاى افغان 1805 و 18 - 1817 ميلادى اكنون توجه خود را براى لحظه‌اى بايد به طرف افغانستان معطوف داريم . در سال 1222 هجرى ( 1805 ميلادى ) فيروز ميرزا حكمران هرات كه سابقا مهاجر و پناهنده بود كوشش كرد كه غوريان را يك دژى كه در مرز و در دست دولت ايران بود تصرف نمايد . نامبرده مغلوب و تا دروازه‌هاى هرات تعقيب شد . بنابراين حاضر شد كه خراج‌هاى عقب‌مانده را در عرض دو سال بدولت ايران بپردازد و پسر خود را برسم گروگان بايران تسليم كند . دوازده سال بعد در سال 1817 حسن على ميرزا يكى از پسران فتحعلى شاه بسوى هرات حركت نمود تا حملهء مجددى كه به غوريان شده بود تنبيه و سياست كند . فيروز ميرزا دوباره بوسيلهء پرداختن پنجاه هزار تومان و دادن دستور به خواندن خطبه و سكه زدن بنام فتحعلى شاه جلوى مهاجمين را گرفت . پس از خروج آرتش ايران او از عواقب و نتائج احتمالى اقدامات خود هراسان شده و از كابل درخواست كمك نظامى نمود . محمود شاه كه از زندان خارج شده و شاه شجاع را به لوديانا تبعيد نموده امير